زندگی مشترک
از روزایی که میگذرن حالا گاها خوب و یا بد.از بعد عقد رسمیمون سعی کردم یه شکل جدیدی به رابطمون بدم جوری که خود مریمم تعجب کرد از این تغییر رفتارم. خودشم فهمید ودائم میگه از بعد عقد چقدر تغییر کردی.هر رابطه ای که توش توجه واحترام متقابل نباشه یه رابطه پوچ میشه و آخرشم معلوم نیس به کجا میکشه.خب من دختر عمه هامو دیدم که همشون هم سن وسالای مریمن و به علت یه سری مسائل (به نظر من بی ارزش) زندگیشون خراب شد و همین چند روز پیشم یکی از دختر عمه هام که شوهرش هم سن من بود و گاها با هم بیرون میرفتیم از هم طلاق گرفتن.اون یکی دختر عمم هم به خاطر یه مسئله (واقعا بی ارزش) از شوهرش طلاق گرفت میگفت از قیافش خوشم نمیاد.و دوسش ندارم.بین اونا فقط من ومریم بودیم که تونستیم رابطمونو حفظ کنیم البته اوایل ناپختگی های زیادی داشتیم هردومون شاید اگه ما هم مثل خیلی های دیگه رفتار میکردیم رابطمون از هم میپاشید ولی من خیلی تلاش کردم که این رابطه پابرجا بمونه چون قضیه ما با همه فرق داشت ما فامیلای نزدیک بودیم و تویه ساختمون زندگی میکردیم .و مهمتر از همه من سرسخترین آدم دنیا در مقابل ط.ل.ا.ق.م یعنی هر اتفاقی هم که بیوفته حاضر به این کار نیستم.
خلاصه فکر میکنم هر کسی اوایل زندگی مشترکش حتما از این دست مشکلات داره و اگه بخوای به همشون دامن بزنی و کوتاه نیای مطمانا این ریسمان پاره میشه وهردوتاتونو به زیر میکشه.
این قضیه رو همیشه میخواستم بنویسم ولی نمیدونستم چجوری چون اگه نمینوشتم این دفترچم انگاری یه برگش کنده میشد.
الان من و مریم شاید به جرات میتونم بگم بین فامیلای دور ونزدیکمون خوشبخترین و شاد ترین زوج هستیم و همه این عشق بین مارو حس میکنن .ما اون سختی هارو پشت سرگذاشتیم و رابطمونو محکم کردیم و الان کنار هم واقعا خوشبختیم و یه جورایی قلق همو به دست آوردیم.
دلخورم از اون دسته افرادی که زندگیشونو به بهای خیلی ناچیز میفروشن .واقعا ارزش داره یه دختر جوون که تازه زندگیشو شروع کرده بهش انگ مطلقه بزنن؟؟؟ همه بهش یه جور دیگه نگاه کنن ؟ نتونه با هر کسی ازدواج کنه؟؟؟
خدایا شکرت که همه جا هوامو داشتی