معضلات کار
الان فقط منتظر جواب مصاحبه ای هستم که تو شرکتی که عمم کار میکنه انجام دادم.قراره تا آخر این ماه مشخص بشه . اینجا یکم به حکمت خدا ویکم به تصمیم خودم نیاز دارم
اگه درست بشه باید برم اونجا و در هر صورت فرقی به حالم نمیکنه چون اونجام تا 4 درگیرم و کار بیرونم تقریبا با همین سرعت باید پیش بره
اگه درست نشه که من بلافاصله درخواست بیمه بیکاری میدم و طوری که میتونم یکسال از شرکت بیمه حقوق دریافت کنم واین باعث میشه باخیال راجت تموم وقت به کار بیرونم برسم.
ولی باز اینم مراحل اداریش 3 ماه طول میکشه و بعد 3 ماه حقوقمو میدن واسه همین موندم چیکار کنم.از طرفی هم میخواستم یه ترفند بزنم با حقوق بیمه بیکاری جوری که هم خودم مشغول باشم هم از اونجا حقوق بگیرم یه پس انداز درست کنم واسه خرید ماشین جدید.
الان دوباره ذهنم شلوغ شد....دقیقا من چون به همه جنبه های قضیه فکر میکنم تو یه برهه از زمانا ذهنم خیلی شلوغ میشه... اینجا باید گزینه هارو یکی یکی بکشم بیرون قشنگ بالا تا پاینشو آنالیز کنم بعد تصمیم بگیرم.
خلاصه وضعیت سختی گیر کردم...از خدا کمک میخوام بتونم تصمیم درستی بگیرم
بعد عروسی و کار
دارم سعی میکنم یه نظمی به کارهام بدم.کار ثابت فعلیم که یه لنگ در هوا شد فکر تغییر دادنش افتادم به عمم که کار دولتیش درست شده سپردم جاش منو ببره اونم تا اول اسفند اونجاست.... شرکتش معتبره اگه برم تا یه سال که نیاز به کار ثابت دارم خیالم جمعه...خدا کنه درست بشه چون حوصله جای دیگه رفتنو ندارم اینجام که همه اخراج شدن فقط من هستم و یه سیستم کامپیوتر که باید این یه ماهی باقیمونده رو باهاش سر کنم.
خوشم میاد دیگه احساس ضعف نمیکنم.قوی شدم ولی گاهی حس میکنم نیاز به شارژ شدن دارم.حواسم به خودم هست که مسیرو درست برم خدا هم پشتمه ...پشتم گرمه